ای خدا

 

ای  خدا، ای رازدار بندگان شرمگینت

ای توانایی که بر جان و جهان فرمانروایی

ای خدا، ای همنوای ناله پروردگانت

زین جهان تنها  تو با سوز دل من آشنایی 

اشک می غلتد به مژگانم  ز شرم رو سیاهی

ای پناه بی پناهان، مو سپید رو سیاهم

بر  در بخشایشت اشک پشیمانی فشانم

تا بشویم شاید از اشک پشیمانی  گناهم

وای برمن، با جهانی شرمساری  کی  توانم

تا بدرگاهت برآرم نیمه شب دست نیازی؟

با چنین شرمندگی ها، کی ز دست من برآید

تا بجویم چاره ای  درد دلی از چاره سازی؟

ای بسا شب، خواب نوشین گرم می غلتد به چشمم

خواب می بینم چو مرغی بی پرم در آسمان ها

پیکر آلوده ام را خواب شیرین می رباید

روح من در جستجویت می پرد تا بیکران ها

بر تن آلوده منگر، روح پاکم را نظر کن

دوست دارم تا کنم  در پیشگاهت بندگی ها

من به تو رو کرده ام، بر آستانت سر نهادم

دوست دارم بندگی را با  همه شرمندگی ها 

مهربانا با دلی بشکسته  رو سوی  تو  کردم

رو کجا آرم اگر از درگهت گویی جوابم؟

بی  کسم در سایه مهر تو می جویم پناهی

از  کجا یابم خدایی گر به کویت ره نیابم

ای خدا! ای رازدار بنده گان شرمگینت

ای توانایی که بر جان و جهان فرمانروایی

ای خدا! ای همنوای ناله پروردگانت

زین  جهان، تنها تو با سوز دل من آشنایی 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

با جناب ***** یکم موافقم !!!!!!!!!!!

voori .:.hotelsaadi

کارخانه کنسرت سازی... خیلی جیگره این برره ! قسمت بعدی یه کم سیاسی بید ! مجوز گرفتن برای فعالیت های کنسرو سازی یا هسته ای ... !!! چرت و پرت گفتم ولی متن بعدی هر چی باشه باید برره ای باشه... می نویسم... من نامردم اگه ۵۵-۱۲ تو مترو نباشم ماری... !!! بای !

mary

ok voori jon to 1255 to matro bash mibinamet:

محرم راز

سلام .سوالتون رو بفرمائيد در خدمت هستيم.. يا حق

n4srin

سلام...خوبيد؟نوشته جالبی بود...من آپم خوشحال ميشم سر بزنيد....فعلا..

nasrin

چقدر تنوع به خرج ميديد...))منم ياد بگيرم

nasrin

سلام وری جان..من آپم خوشحال ميشم سر بزنيد...فعلا

علی

مرسی از شعرتون کارم رو راحت کرد برا تایپ جستجو کردم... اومدم تو وبلاگتون ... باز خوبه شما ۴ تاهستيد... ما که فعلان يکی هستيم