سفره ۷ س

اون روز هم سه شنبه بود و مثل همه ی سه شنبه های دیگه زنگ اول دینی داشتیم!!! البته اون زنگ دینی با روز های دیگه فرق داشت چون اون روز قرار بود اولین امتحان کلاسی دینی در سال ۸۴-۱۳۸۳برگزار شود!!! و اون روز به جای گوش کردن به صحبت های آقای نیلی، باید گوش جان می سپردیم به سوالات سخت و آسون امتحان!!! 

همون سفره 7 س هتل سعدیمون

طبق معمولِ تنها امتحان سال قبل... آقای نیلی بعد از توزیع ورق های قشنگ امتحانی... محفل صمیمی ما رو ترک کردند!!! البته که در اون شرایط تک و توک صدای پچ پچ و یا ورق زدن کتاب دینی شنیده می شد... ولی بچه های خرخون و + هم بودند که به جای کتاب از مخ نداشتشون کار بکشند!

خلاصه که نیم ساعت هم از یک ساعت و نیم و قت کلاس نگذشته بود که که... که  vooriندای Finish سر داد !!! و در اون لحظه نیروی عظیمی به اسم مرام نگهش داشت تا یه یاور دیگه هم Finish بشه!!! و اون کسی نبود جز moori!!!

بعد از این که foori و mary هم برگه هاشونو دادن، به این موضوع پی بردند که ماجرا... ماجرای سفره ۷ سین است!!! 

 

از اون جایی که از همه ی وسایل سفره ما فقط به دونه سیر و دو دست تخم مرغ رنگی و البته پنج شیش با سیب خوشگل داشتیم... و از اون جایی تا آخر امروز باید سفره رو می چیدیم... سرکه و سبزه و ماهی و سماقش رو از خانوم هادی... سکه اش رو از جیب مدرسه... ساعتش رو از دفتر مدرسه... قرآنش رو از کتاب خونه ی مدرسه و... و... و خلاصه سفره هفت سین کامل شد!!!

سفره 7 س هتل سعدیمون

/ 3 نظر / 2 بازدید
nazgol

!!!!avalin emteHane sal?

علي

سلام ... اين اولين باره ميام اينجا ... يه جورايی خوشم اومده از نوشته هات ... اميدوارم موفق باشی ... علی ...

n4srin

سلام مرسی سر زدی...ولی جدی من نمیدونم چرا از مدرسه متنفرم...))...بازم بم سر بزن...فعلا