آجرپزی، بستنی و خر !

   بدجور زود گذشت !!! هیچی نشده... بی مقدمه حرف زدم؟ اول از همه ورود هر چی دانش آموز توپه به مقطع دبیرستان تبریک می گم! (از جمله کماندوهای عزیز یعنی همون بر و بچ خودمون)

امسال، دبیرستان ما از ۴شنبه شروع شد !!! یه ۴ شنبه ی باصفا... دقایق اول... در جای همیشگی مون یعنی راه پله های هتل سعدی...!!! همه ما رو نگاه می کردند، بد نیگا می کردن که moori برامون صدقه انداخت که چشم نخوریم ولی ندایی اومد که کارمون از این حرفا گذشته !!!

بذارید مثل این روز نگارها یا مثل هر چیز دیگه ای گزارش هفتگی که این دفعه دو هفته ای شده، رو خدمتتون عرض کنیم...  

4 تا یاور کماندو تو Etoile

مثل همیشه زنگ اول با حرف و حدیث اول سالی شروع شد و ما شاهد کلی تغییر بودیم...شاگردهای جدید اومده بودند... بعد از ظهری شده بودیم...و جالب تر از همه این که ما باید می رفتیم تو کلاس معلم ها !!! یعنی هر معلم یه کلاس داشت و ما با هر کی کلاس داشتیم بند و بساطمون رو می بردیم اون کلاس! ولی خب اینم یه تنوعیه دیگه !!!

بعداز زنگ خوش و بش اول سالی، «مهارت های مطالعه» داشتیم با خانم نخعی. نمی دونم هتل سعدی این درس اختیاری رو از کجا آورده بود !!! عجب کلاسی بود دیدیم ۳ تا پسر گنده که یکی ۳ سال رد شده و یکی ۲ سال و یکی ۱سال نشستند و کلاس آغاز شد... حالا اون ۳ تا بگو، خانم نخعی بگو !!! از آجرپزی تا منچستر...!!! از انرژی خورشیدی تا تجدیدی !!! از وضع سیاسی کشور و... هرکدومشون رو باید می بردن تو این برنامه سیاسی ها یه هفته ای مخ مردم رو تیلیت می کردند !!!

مطالعات اجتماعی هم البته داشتیم با آقای نیلی...

و بالاخره روز اول گذشت...چند روز بعد اتفاق خاصی نیفتاد.در زنگ ادبیات فارسی هم اون ۳ تا علما حسابی خودی نشون دادند! 

روز دو شنبه هم که در واقع تولد vooriجان بود و می خواستیم به اون بهونه بریم Mc.Donalds که براش تولد بگیریم !!! ولی چون foori روزه بود موکول شد به فردا که فهمیدیم فردا اول ماه رمضونه !!! foori می گفت ما بریم اونم میاد و چیزی نمی خوره ولی مثل این که مرام کماندویی رو یادش رفته بود!!!

 

moori و رفیقه فضاییش !!!

سه شنبه هم foori و moori که از کلاس بر می گشتند تا ساعت۳ که معلم ها جلسه داشتند بی کار بودند و رفتند به Champs-Elisée گردی! voori وmary هم بی خبر نگذاشتند و تا ما راه افتادیم و با متر رفتیم و رسیدیم و قرار گذاشتیم فرصتی نموند جز این که بریم مدرسه !!! خواستیم بریم خونه که یادمون افتاد که کادو های voori رو هم بهش ندادیم !!!

 

و لازمه اضافه کنم که voori IQهم کادوهای foori و moori رو تو مترو جا گذاشت !!! و فقط خری که mary داده بود براش موند ! (همین خری که عکسشو گداشتیم!) حتمآ اون خره یه حکمتی داشته !!! آخه کلی باهاش خاطره داریم !!! همون روزه تولد هم خورشید گرفت و بچه های راهنمایی رو بردن ببینند... (راهنمایی هم طفلکی بی صر و صدا موندها !!! راهنمایی هم راهنمایی قدیم!!!...)    

یه روزم موقع خروج از هتل .۴ ستاره سعدی foori خواست خاطره ی سال های راهنمایی رو تکرار کنه...بزنم؟... یک، دو، و سه...  

دیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییینگ...!!!                            

بچه ها ده درووو !!! همه خیابون به ما ۴ تا که انگار دزدی کردیم و فرار می کردیم نگاه می کردند...حالا فکر می کنم می بینم زنگ در مدرسه رو زدیم دزدی که نکردیم !!! خلاصه این دو هفته رو هم گذروندیم...تا ببینیم چه شود !!!

...نمی دونم تا حالا زیره بارون بستنی خوردید یا نه ؟ خیلی حال میده...جمعه تو راه برگشت ۴ تا کماندو بستنی خورون زیره بارون داشتن و حسابی مضحکه ی عام و خاص شدیم!!! از بچه ی ۲ ساله گرفته تا پیرزن ۲۰۰ ساله نگامون می کردند !!!

بستنی زیر بارون خوردن 4 تا کماندو IQ !!!

در ضمن امروزم تعطیلیم !!! هالی به هولی !!! فقط هم ما تعطیلیم !!! چون قرار بود امروز زنگ اول رو نیایم، زنگ آخر هم با آقای نیلی داشتیم و خلاصه موند امتحان زیست که چهارشنبه هفته بعد !!! این اولین هالی به هولی و خوش شانسی کماندوها بود !!! البته خوش شانسی از لحاظ مدرسه ای...خدا زیادش کنه‌ ! تا چهارشنبه بعدی بای ! چشمک  

/ 5 نظر / 8 بازدید
mary

ما هم خوشيم ها ....... بی چاره پچه هايی که تو ايران هستند يا هر جای ديگه ی دنيا هستن و نمی تونن عين ما خوش بگذرونن.....*****

n4srin

سلام خوبيد...دبرستانی شدنتونو(تبريک)تسليت ميگم..)).....بهم سر بزن...فعلا

hoda

eee khoshgozasht?? jaye ma khaliiiiiiiii

hoda

man niniam hanuz motevalede15juin88 hastam...darzemn mersi az lotfet.ba arezuhaye ghashang.felaaaaaaaan

zenabus

Salam bé hamé! Beh Foori gofté boudam ké yk blog bé faransavi dorste mikhonam ké dar hamine morédé hotelsaadi baché!! adresseach http://lyceesaadi.blogspot.com bye!!